السيد الخميني
262
ديوان امام ( فارسى )
تا باد نوروزى وزد هرساله اندر بوستان * تا ز ابر آذارى دمد ريحان و گل اندر زمين بر دشمنان دولتت هر فصل باشد چون خزان * بر دوستانت هر مهى بادا چو ماه فروَدين عالم شود از مقدمش ، خالى ز جهل ، از علم پُر * چون شهر قم از مقدمِ شيخ اجل مير مهين ابر عطا ، فيض عميم ، بحر سخى ، كنز نعيم * كانِ كَرَم « عبد الكريم » ، پُشتوپناه مُسلمين گنجينهء علم سَلَف ، سرچشمهء فضل خلف * دادش خداوند از شرف بر كف زمام شرع و دين در سايهاش گرد آمده اعلام دين از هر بَلَد * بر ساحتش آورده رو طُلّاب از هر سرزمين يا رب به عُمر و عزتش افزاى و جاه و حرمتش * كاحيا كند از همّتش آيين خير المُرسلين اى حضرت صاحب زمان اى پادشاه انس و جان * لطفى نما بر شيعيان ، تأييد كُن دين مُبين توفيق تحصيلم عطا فرما و زُهد بىريا * تا گردم از لُطف خُدا از عالِمين عاملين